آسمان مدیون زهراست

آسمان مدیون زهراست

بسم الله الرحمن الرحیم
اینجا قرارگاه دل است. به نیابت از شهیدان غلامرضا آویش ،سید رضا و سید محسن قریشی
خاک پای مادر مظلومیت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
صل الله علیک ایتها الشهیده...

-->

۲ مطلب در مرداد ۱۳۹۵ ثبت شده است

۲۴مرداد

بسم الله الرحمن الرحیم

از غلامان شما هم می شود دنیا گرفت...
من نیازت دارم آقا روز محشر، بیشتر...!

میلاد باسعادت هشتمین اختر تابناک امامت و ولایت مبارک.

امام رضا علیه السلام می فرمایند:

چه نیکوست صبر و انتظار فرج، آیا سخن بنده صالح خدا [ شعیب ] را نشنیدی که فرمود: «و انتظار برید که من [ هم ] با شما منتظرم» و «پس منتظر باشید که من [هم] با شما از منتظرانم»، بر شما باد به صبر و بردباری؛ چرا گشایش بعد از ناامیدی فرا می رسد و به تحقیق کسانی که پیش از شما بودند از شما بردبارتر بودند.


مجلس شانزدهم بازهم قصه تنهایی های مرد عشق در کوفه

 همراه می شویم با قیس اسدی

او بارها بین کوفه و مکه رفت و آمد کرده و پیام های مردم کوفه را به امام رسانده است، امام قلم و کاغذی می طلبد و شروع به نوشتن می کند:" نامه مسلم به من رسید و او به من گزارش داده است که شما همراه و یاور من خواهید بود. من روز سه شنبه گذشته از مکه بیرون آمده ام، اکنون فرستاده من، قیس نزد شماست، خود را آماده کنید که به خواست خدا به زودی نزد شما خواهم آمد."

امام نامه را مهر کرده و به قیس تحویل می دهد تا آن را به کوفه ببرد و خبری بیاورد. قیس نامه را بر چشم می نهد و آماده حرکت می شود. امام او را در آغوش می گیرد و اشک در چشمانش حلقه می زند. او سوار بر اسب می شود و پیش می تازد و کم کم از دیده ها محو می شود. حس غریبی به من می گوید که دیگر قیس را نخواهم دید.

منبع کتاب هفت شهر عشق

 

بیشترآشنا شوید با قیس بن مسهر صیداوی اسدی رضوان الله  علیه : ( اینجا)

مدیون زهرا سلام الله علیها
۱۳مرداد

بسم الله الرحمن الرحیم

امروز دنیا را ...!

با چشمان، او دیدم...!

دنیایی پر از بی کسی...!

اللهم عجل لولیک الفرج

 


مجلس پانزدهم ما هم باشد، قصه تنهایی های مرد عشق در کوفه از دنیاطلبی های برخی خواص

تاریخ مینویسد: مسجد کوفه مملو از جمعیتی شد که پشت سر ابن زیاد به نماز عشا ایستاده بودند. چرا چنین شد؟ بنده که نگاه میکنم، میبینم خواصِ طرفدارِ حق مقصرند و بعضیشان در نهایت بدی عمل کردند. مثل چه کسی؟ مثل شریح قاضی. شریح قاضی که جزو بنی‌امیّه نبود! کسی بود که میفهمید حق با کیست. میفهمید که اوضاع از چه قرار است. وقتی هانی بن عروه را با سر و روی مجروح به زندان افکندند، سربازان و افراد قبیله‌ی او اطراف قصر عبیدالله زیاد را به کنترل خود درآوردند.

ابن زیاد ترسید. آنها میگفتند: شما هانی را کشته‌اید. ابن زیاد به شریح قاضی گفت: برو ببین اگر هانی زنده است، به مردمش خبر بده. شریح دید هانی بن عروه زنده، اما مجروح است. تا چشم هانی به شریح افتاد، فریاد برآورد: ای مسلمانان! این چه وضعی است؟! پس قوم من چه شدند؟! چرا سراغ من نیامدند؟! چرا نمیآیند مرا از این‌جا نجات دهند؟! مگر مرده‌اند؟! شریح قاضی گفت: میخواستم حرفهای هانی را به کسانی که دورِ دارالاماره را گرفته بودند، منعکس کنم. اما افسوس که جاسوس عبیدالله آن‌جا حضور داشت و جرأت نکردم! جرأت نکردم یعنی چه؟ یعنی همین که ما میگوییم ترجیح دنیا بر دین! شاید اگر شریح همین یک کار را انجام میداد، تاریخ عوض میشد. اگر شریح به مردم میگفت که هانی زنده است، اما مجروح در زندان افتاده و عبیدالله قصد دارد او را بکشد، با توجّه به این‌که عبیدالله هنوز قدرت نگرفته بود، آنها میریختند و هانی را نجات میدادند. با نجات هانی هم قدرت پیدا میکردند، روحیه مییافتند، دارالاماره را محاصره میکردند، عبیدالله را میگرفتند؛ یا میکشتند و یا میفرستادند میرفت. آن گاه کوفه از آنِ امام حسین علیه‌السّلام میشد و دیگر واقعه‌ی کربلا اتّفاق نمیافتاد! اگر واقعه‌ی کربلا اتّفاق نمیافتاد؛ یعنی امام حسین علیه‌السّلام به حکومت میرسید. حکومت حسینی، اگر شش ماه هم طول میکشید برای تاریخ، برکات زیادی داشت. گرچه، بیشتر هم ممکن بود طول بکشد.

یک وقت یک حرکت بجا، تاریخ را نجات میدهد و گاهی یک حرکت نابجا که ناشی از ترس و ضعف و دنیاطلبی و حرص به زنده ماندن است، تاریخ را در ورطه‌ی گمراهی میغلتاند.

ای شریح قاضی! چرا وقتی که دیدی هانی در آن وضعیت است، شهادت حق ندادی؟! عیب و نقصِ خواصِ ترجیح دهنده‌ی دنیا بر دین، همین است.

مقام معظم رهبری مدظله العالی: بیانات در دیدار فرماندهان لشکر ۲۷ محمد رسول‌الله (ص)


بیشتر بشناسید شریح  قاضی را (اینجا)

مدیون زهرا سلام الله علیها